محمد رضا واليزاده معجزى

297

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

ميرزا عين الدوله پيشكار مملكت آذربايجان فراهم شود و اين شاهزاده پركار و هشيار بايستى شاه‌پرستى و عرضه و لياقت و به عبارت آخرى ارزش وجودى خود را در اين روزهاى تاريخى هر چه بيشتر ثابت و خود را در درگاه شاه و وليعهد مقرب‌تر سازد . بنابراين شاهزاده در اين روزها تمام ششدانگ حواسش متوجه اين كار شده بود . ميرزا على اصغر خان صدراعظم فوت شاه را به وليعهد و حكام ايالات و ولايات اعلام مىدارد شاهزاده عين الدوله با شور و علاقه خاصى سرگرم تهيه مقدمات كار بود كه رئيس تلگرافخانه تبريز با عجله و هراسان تلگرافى را براى وليعهد آورد كه بعد از ذكر عنوان در اول تلگراف اين بيت نوشته شده بود : « 1 » چرا خون نگريم چرا خونش نخندم * كه دريا فرورفت و گوهر برآمد تلگراف از ناحيه ميرزا على اصغر خان اتابك صدراعظم بود و از همان بيت اول تلگراف معلوم بود صدراعظم خبر مرگ ناصر الدين شاه را به وليعهد و جانشين او داده است . [ 1 ] هرچند خبر مرگ پدر بر فرزند بسى ناگوار و اسف‌انگيز است و لكن ناصر الدين شاه و مظفر الدين ميرزا پدر و پسرى عادى نبودند . يكى پادشاه مملكت بود و ديگرى در انتظار جلوس بر تخت پادشاهى او . مگر نشنيده‌ايم كه « الملك عقيم » رياست و سلطنت پسر و پدر و برادر ندارد . در تواريخ خوانده‌ايم كه براى احراز مقام سلطنت پسرها چه بلاها كه بر سر پدران تاجدار خود آورده‌اند و نيز پدرها چگونه پسران عزيز خود را از ميان برداشتند يا كور كردند . براى اثبات اين مدعا آن‌قدر شاهد و مثال داريم كه خود موضوع كتابى مستقل است . مگر گشتاسب فرزند برازنده و رشيدش اسفنديار را كه خواستار تخت و تاج پدر بود ، به پيشواز مرگ نفرستاد ؟ اگر مىگويند پادشاهى گشتاسب و وليعهدى اسفنديار مربوط به زمان باستان مىباشد و صحت و

--> ( 1 ) . مقارن كشته شدن ناصر الدين شاه نظام السلطنه بزرگ ( حسين‌قلى خان ) حكمران ايالات : خوزستان ، لرستان ، بروجرد و بختيارى بود و ميرزا على اصغر خان صدراعظم خبر كشته شدن شاه را به اين مضمون به وسيله تلگراف به او اعلام داشته بود : جناب جلالتمابى اجل نظام السلطنه والى ايالات عربستان و لرستان و بروجرد و بختيارى : امروز جمعه در حضرت عبد العظيم به واسطه قضيه ناگوارى كه حادث شده ، وجود شاهنشاه نهضت فرماى بهشت برين گرديد . تفضيل را در تبريز به خاكپاى مهر اعتلاى اعليحضرت همايونى مظفر الدين شاه عرض و به تمام صاحب منصبان دستور داده شد شليك توپ و تفنگ نمايند . ( گويا غرض از شليك توپ و تفنگ اعلام سلطنت مظفر الدين شاه بود .